رهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
چندی پیش به همراه چند دوست به کوه رفته بودم. همکار دوستم دختر جوانی بود که کفش دوپوش به پا داشت. دوستم و پسر جوانی از همراهان کفش ورزشی معمولی به پا داشتند. در گذر از معبری پرشیب با پوشش خاک و سنگ، آن دو با کمی سختی و پس از چند بار لیز خوردن پایین آمدند اما همکار دوستم با وجود اینکه کفش حرفهای به پا داشت بر زمین نشست و پس از ۱۰ دقیقه کلنجار و نق زدن که " نمیتونم" بغض کرد. دوستم بارها به او تذکر داد " به پاهایت اطمینان کن و قدم بردار" اما در نهایت پسر جوان ناچار شد بالاتر رفته و به او کمک کند تا از گذر پایین بیاید.
به خود گفتم "حرفهایترین ابزارها را هم در اختیار داشته باشیم وقتی خود را باور نداشته باشیم، هیچ نداریم"
* هموطنان عزیز سیستانی و بوشهری، تسلیت ![]()

