يكي از عادت هاي خوب اينه كه اصولا تو زندگي همديگه هستيم! مثلا رفتيم دكتر منتظر هستيم تا دكتر ما رو ويزيت كنه حساب كتاب مي كنيم كه اين دكتر چقدر درآمد داره. بعدش هم آرزو مي كنيم كه كوفتش بشه! يا مثلا فلاني وضع ماليش خوبه. بعدش مي فهيم كه بر فرض ايشون مهندس فلان رشته هست و خيلي حق به جانب مي گيم مگه چيكار مي كنه كه اين همه درآمد داره! حتما حلال نيست! يعني كلا معيار سنجش، فكر و عقيده و برداشت ما مي باشد.
از طرف ديگه هم اصولا همه فن حريف هستيم. مثلا همه ما حداقل چندباري سعي كرده ايم كه شعر بگيم. حالا بعضي هامون بيخيال شديم بعضي هم اصرار داريم كه پوز حافظ و سعدي را به زمين خواهيم ماليد. مثلا اينجوري:
وولك بگو اين كيه؟ دانيال نريمانيه تنظيمش ها ها مصطفي سلطانيه
امشو مي خوام زن بگيرم ها وي لا يا وا بي لا
يه يار و همدم بگيرم ها وي لا يا وا بي لا (آدم سيب زميني هم مي خواد بگيره يخورده مي گرده و جستجو مي كنه!)
ما مي خوام تاچش كنم ها وي لا يا وا بي لا
تا صبح مي خوام ماچش كنم ها وي لا يا وا بي لا (خب اينها هم دلايل آقا دوماد براي زن گرفتن!!)
اسمش مونا ااا چشم ابروهاش سياه اااا برونزه و بلا اااا خوشگل و مثل ماه ااااا
وايييي به اون روزي كه با ابروهاي باريكه كوچه هاي تاريكه با اون لباي نازي كه تو داري بري با كسي قرار بزاري
ما ديگه قاطي مي كنم تريپ و لاتي مي كنم (انصافا انتخاب به جا و شايسته اي كرده اين آقا دوماد!!)
امشو مي خوام زن بگيرم .....
جونوم جونوم جونوم جونوم
جونوم
اينجا يكسري چيزها مي گه كه نمي فهمم!!! و ادامه داستان را از اينجا مي تونيد گوش كنيد.
حالا جداي شعر بسيار زيبا و دلنشين اين آهنگ، هر جوري هم سعي كردم نشد كمي حركات موزون در اعضا بدن ايجاد كنم. يعني كلا نفهميدم هدف از پخش اين آهنگ چي بوده؟ شكوفايي استعداد ها يا زور زدن براي اينكه بگيم ما هم مي تونيم؟!؟