آینه ای به نام تاریخ
در مورد تاریخ و اهمیتش هرچه بگوییم کم گفته ایم، اما بها دادن بیش از حد به تاریخ نه تنها دردی از دردهای بیشمارمان را درمان نمی کند، چه بسا گره بر گره می افزاید و جانمان را در این مصیبت های تکراری تاریخ می فرساید. به نظر من تاریخ مثل آینه های اتومبیل می ماند و اهمیتش برای بشریت دقیقا به اندازه اهمیت آینه است در رانندگی. وقتی در اتومبیلی نشسته ایم و در مسیری حرکت میکنیم باید نگاهمان به پیش رویمان باشد و به پیش برویم. اگر دست اندازی، مانعی چیزی در راه بود و به ماشین تکانی وارد شد با آینه دست انداز رد شده را نیم نگاهی می اندازیم. با آینه مراقب سرعت دیگرانی که آنها نیز به پیش می روند هستیم، در آینه می بینیم چه راهی را آمده ایم و ادامه مسیر را هوشیارانه تر و چه بسا با سرعت بیشتری می رویم، ولی قطعا نمیتوانیم تنها با نگاه به آینه به رانندگی ادامه دهیم. تاریخ نیز همین کاربرد را برای ما دارد. تکیه بیش از حد به تاریخ بدون داشتن راه و مسیری روشن برای ما بیهوده که نه، بس خطرناک است! از تاریخ کمک بگیریم ولی در تاریخ غرق نشویم.
باربط1: اگر در مسیر حرکت یک مملکت تاریخ به مثابه آینه اتومبیل است، "امید" نقش بنزین، آن هم بنزین سوپر اصل را دارد. خدایا امیدوارمان بدار...
باربط2: کتاب "اقتدارگرایی ایرانی در عصر قاجار" اثر دکتر محمود سریع القلم از آن کتابهایی است که جان آدمی را به وجد می آورد. کوتاه است و مفید. از دستش ندهید.
ظاهرا بی ربط: به نظرم اگه رانندگی ما ایرانی ها درست بشه بیش از 90 درصد مشکلاتمون حل میشه. به مولا راس میگم!
تقدیم نگاشت: این پست با تمام تأملات و تعلقاتش تقدیم به خرمگس عزیز به این دلیل که دقایقی قبل چنان اینترنت عزیزمان قات زده بود که داشتم سکته می کردم و اکنون درک میکنم خرمگس آن روز که نتوانست بنویسد چه حالی داشته. بی صبرانه منتظر دوباره نگاشتتش هستم![]()