چي مي شه گفت ....
مدتي بود كه در شركتي به عنوان مشاور مشغول كار شده بودم. تمام تلاشم را كردم كه آنچه را كه مي دونم در اختيارشون بگذارم و تا حد ممكن هزينه ها را كاهش بدم. ولي كم كم متوجه تغييراتي در نوع برخورد بعضي از مديران و كاركنان شده بودم. اما از آنجا كه مورد حمايت كامل مدير مربوطه و قائم مقام شركت بودم، بدون توجه به حاشيه ها كارم را انجام مي دادم.
چند روز پيش نامه ايي ديدم كه تقاضاي قطع همكاري را با بنده كرده بودند. توي مدتي كه با اين شركت بودم خيلي چيزها ياد گرفتم. اما در پايان خوشحال بودم كه سرم را زير آب نكردن و محترمانه بهم گفتن كه برو! صرفا براي اينكه ديدن با بودن من امكان بخور بخورها و خيلي مسائل ديگه نيست.
چي مي شه گفت ....
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 14:25 توسط اوج
|