یک پست موسیقایی

اگر عیار و محکی وجود داشت تا میزان شاخص های فرهنگی در خونم را اندازه گیری کنند، این هفته این شاخص به اوج خودش رسید. جای تک تک تان خالی از پنجشنبه دو هفته پیش تا پنجشنبه گذشته، شاخص های فرهنگی هنری را ترکاندم. شب جمعه دو هفته قبل از صدای مخملی همایون شجریان سرشار شدم. کنسرتی نوستالوژیک با اجرای تصانیف قدیمی همایون. این کنسرت با همراهی ارکستر مجلسی به رهبری بردیا کیارس برگزار شد. شب بعدش رفتم کنسرت جناب وحید تاج. صدای گرم و دلنشین وحید تاج با گروه جوانش، کیف شب پیشش را کامل کرد. در طول هفته کتاب "فرانی و زویی" جی.دی.سلنیجر را خواندم. آخر هفته هم به کنسرت استاد شهرام ناظری دعوت شدم که دیگر آخر عشق و حال بود. کنسرت شهرام ناظری مرا برد به دوران کودکی ام. تصنیف "اندک اندک جمع مستان می رسند" و "آتش در نیستان" و دیگر تصانیف قدیمی که جناب ناظری با همان هیبت و گرمای همیشگی اش اجرا می کرد چنان مرا به سالهای دور برد که حد نداشت. علاوه بر اینکه می دانستم بخشی از عواید این کنسرت به کودکان شین آبادی اختصاص پیدا می کند.
در این یک هفته به این فکر می کردم که آرامش نسبی که بر مملکتمان حکمفرما شده چقدر میتواند در فرهنگ پذیری و فرهنگ پروری تک تک ما تاثیر بگذارد. حس امید به آینده، آرامشی ذهنی به ارمغان می آورد که به راحتی می توانیم از منابع فرهنگی مان بهره ببریم.
امروز اول مهرماه هم هست. سالروز تولد خسرو آواز ایران، استاد محمدرضا شجریان. از همین جا ادای احترام میکنم به محمدرضا شجریان عزیز به یاد تک تک لحظاتی که با صدای ملکوتی اش آرامش گرفتیم و به پاس بیش از نیم قرن تلاش و فراست در راه اعتلای هنر ناب ایرانی. تولدت مبارک استاد...![]()
