عطر شعر شبانه
دوستانی دارم که بودنشان و مهرشان نتیجه ی نوشتن در یک صفحه است. صفحه ای که به خودی خود هیچ ارزش و مفهومی نداشت. دوستانی که به آن جا سر می زدند، به آن نوشتن و آن صفحه مفهوم بخشیدند.
روزی یکی از این عزیزان در چند کامنت زندگیش را برایم نوشت." اعتمادش برایم ارزشمند بود." روزی دیگر آدرس خواست و تعدادی کتاب به فرزندانم هدیه کرد." محبتش برایم دنیایی می ارزید." جز اولین کسانی بود که دیدم. "رفتارش، سادگیش، اعتماد بنفس و ادبش همه و همه چشمگیر بودند." کم کم با هر شناختی، شخصیتش در نزدم برجسته تر شد. یکی از دوستانم شد، دوستی لایق و قابل احترام.
این دوست زمانی که به زندگی یکی از عزیزترین کسانم رنگ و بویی تازه بخشید، هنگامی که در سخت ترین شرایط در کنارش ماند، وقتی که همراهیش کرد برای دوباره بلند شدن، از دوست بودن فراتر رفت. شد یکی از عزیزانم ... این گل ارزشمند فضای زندگی مان را معطر به مهر کرد ... و امروز، روز اوست ... تولدت مبارک ارکیده ی نازنینم ... شاداب بمانی در کنار عزیزی از عزیزترین هایم. (کتایون)

پ.ن: طبق روال جديد ديدگان، هر دو هفته يكبار چهارشنبه، مطالب آزاد داريم. كه اين هفته كتايون (صبح بخير) پست را ارسال كرده اند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:27 توسط اوج
|